زی زی گولو دراکولا تا به تا
اینجا همچی قاطیه!
 
 
10 اسفند 96 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥
سلام به همه دوستان عزیزم
سال ها از درست کردن این وبلاگ میگذره
یادمه وقتی این وبلاگ رو درست میکردم 13 ساله بودم یا شاید کمتر
الان چیزی تا 20 سالگی نمونده..
به خاطر مشغله زیاد نمیرسم به وبلاگ سر بزنم
کسی هست که دوست داشته باشه نویسنده وبلاگ من بشه؟
مطالبی میخوام که برای ایرانی ها جذاب باشه
آمادگیتون رو به صورت نظر اعلام کنین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


23 خرداد 93 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥
نمیدونم چند وقت فقط میدونم خیلی وقته  نبودم!! دلم تنگ شده بود
حالا یه چند تا جوک میزارم برای خنده 
تا بعدا یکمی مطالب قشنگ پیدا کنم و بزارم 

شباهت زن دوم با انرژی هسته ای چیست؟
1- هردو حق مسلم ماست
2-مخفیانه باید انجام شود
3-در مواقع ضروری استفاده میشود
4- وقتی لو برود جنگ میشود

خرچ خرچ خرچ خرچ ( شریعتی در حال خیار خوردن)


دعای غضنفر: خدایا تو که با 50 تومن صدقه 70 تا بلا رو دفع میکنی چقد میگیری کلا بیخیال من بشی؟


ولم کنید حضرت عباسی بلد نیستم
.
.
.
.
.
مقاومت شریعتی برای نرقصیدن در عروسی



زنبوره عابادانیه رو میزنه عابادانیه میگه: کاکا دمت گرم یعنی مو گلم؟




احساس آرامشی که در "خفه شو" هست را هیچ گاه نمیتوان در "عزیزم لطفا صحبت نکن" یافت


جنتی:من میرم شهر یه کلنگ دیگه بگیرم این دیگه کنده شده 
فرهاد حواست باشه سربازای خسرو پرویز شناساییت نکنن
(جنتی سر کوه بیستون)


ترکه و لره داشتن باهم حرف میزدن 
لره : تو کجا به دنیا اومدی؟
ترکه: بیمارستان
لره آخیییییییییی مریض بودی؟؟


به لره میگن زنتو بیشتر دوست داری یا خرتو؟
میگه خدا ازت نگذره دودلم کردی

مناجات یک لر:
خدایا ما که از تو راضی نیستیم لاقل تو از ما راضی باش نزار رومون تو هم باز بشه



ترکه رو بهش کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه
روز اول 6 مایل رو رنگ میزنه
روز دوم 3 مایل رو 
و روز سوم کمتر از یه مایل
بهش میگن هوووووووووووووووووییییییییییییی تو چرا هر روز کمتر از دیروز کار میکنی ؟
میگه من نمیتونم بهتر از این کار کنم 
میگن چرا؟
میگه آخه هرروز دارم از قوطی رنگ دور تر میشم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


15 دی 91 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد !!!

  گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود

 بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت وگشت
قرن ها از مرگ آدم ها گذشت
ای دریغ
آدمیت بر نگشت

 قرن ما روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا زخوبی ها تهی ست
صحبت ازآزادگی ، پاکی ، مروت ابلهی ست!
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست
قرن هاست که روزگار مرگ انسانیت است....

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای ! که جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را پیش چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا

 آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست!

 در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت ازمرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
 !!!

در اینجا جا داره که از دوستانی که زحمت کشیدن و برام نظر گذاشتن تشکر کنم م امید وارم که امتحاناشون رو بتونن خوب بدن

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


15 مهر 91 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥

هوا سرد است!
به روى بینى‏ام از سقف منزل مى‏چكد باران،
زمین یخ، دست یخ، پا یخ، كمر یخ، سینه یخ، دل یخ
غلط كردم اگر هنگام گرما "اوخ و اَخ" كردم
خدایا!
پاك، یخ كردم!
-----------------------
چراغى دارم اى یاران
كه هر سالى در این ایام بارانى
زمن چیزى عجایب‏ناك و هشت الهفت! مى‏خواهد
چراغم، "نفت" مى‏خواهد!
چراغى مانده از اجداد من باقى
-
الا یا ایها الساقى! -
دمش سرد است و آهش گرم
اما حیف، خاموش است!
------------------------
الا اى مرد نفتى، مرد روغنمال چركین جامه، در بگشا!
منم، من! مرد سرما خورده بى‏حال
منم، من! مرد هالوى كوپن‏دار مشنگ بیخودى خوشحال!
نباشد بشكه‏ات خالى، زبانم لال!
---------------------------
هوا سرد است و جانسوز است
یكى مى‏گفت:
"
روز اول هر سال
نوروز است
-
و گرما مى‏رسد از راه..."
صد و سى روز و اندى مانده تا نوروز
صد و سى روز طاقت سوز
به فكر نفت باید بود - از امروز!
-------------------------------
على از من كتاب و كیف مى‏خواهد
حسن كفش و ثریا دامن و مهرى جهاز و اصغرى قاقا!
زنم از من لباس پشمى و زربفت مى‏خواهد
در این احوال وانفسا
چراغم نفت مى‏خواهد!
-----------------------------------
ستایش باد خیاطان ایران را
كه ارزانى به ما بیچارگان كردند
تنبان را
مربا، لوله قورى، صنوبر، طبل تو خالى
الك، دفتر، سماور، اشك!
یعنى كشك!
خداوندا!
دلم، غمگین و لرزان است و پر درد است
وزیر نفت و بنزینا!
هوا سرد است!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


11 مرداد 91 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥

حالمان بد نیست غم کم می خوریم
کم که نه هر روز کم کم می خوریم
آب میخواهم سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمی دانم چرا رفتم به خواب
از چه بیدارم نکردی آفتاب
خنجری بر قلب بیدارم زدند
بیگناهی بودم و دارم زدند
رشنه نا مرد بر پشتم نشت
از غم نامردیش پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
یک شبه بیداد آمد داد شد
عشق آمد تیشه زد بر ریشه ام
تیشه زد بر ریشه ای اندیشه ام
عشق گر این است مرتد میشوم
خوب گر این است من بد میشوم
بس کن ای دل نابسامانی بس است
کافرم دیگر مسلمانی بس است
بعد از این با بی کسی خو می کنم
هر چه در دل داشتم رو می کنم
نیستم از مردم قبله پرست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستان بت پرستی کار ماست
چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر می کنم
طالعم شوم است باور می کنم
من که با دریا تلاطم کرده ام
راه دریا را چرا گم کرده ام
قفل غم بر درب سلولم نزن
من خودم خوش باورم گولم نزن
روزگارت باز شیرین شاد باش
دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
آه در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود
وای رسم شهرتان بیداد بود
شهرتان از خون ما آباد بود
از در و دیوارتان خون می چکد
خون من فرهاد عاشق می چکد
آسمان خالی شد از فریادتان
بیستون در حسرت فریادتان
کوه کندن گر نباشد پیشه ام
بویی از فرهاد دارد ریشه ام
هیچ کس درد مرا درک نکرد
ناله ی سرد مرا درک نکرد
شب پاییزی این شهر غریب
روح شبگرد مرا درک نکرد
ذهن آیینه رویایی دوست
چهره زرد مرا درک نکرد
درک نکرد درک نکرد درک نکرد
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
با بی خبر مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد غافل ز خود پرستی 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


19 تیر 91 :: نویسنده : ♥ آرزو ♥

·         قبل از ورود مهمونها یک دور همه قاشقها رو دهنی کنید.

·         قبل از ورود به دستشویی عمومی به بقیه تعارف کنید.

·         تو آلبوم کنار عکس بچتون چندتا از پوشکهای نازنینشون رو هم بچسبونید.

·         سر میز غذا مدام جوکهای کثیف دبلیوسی ای تعریف کنید.

·         سر میز با آفتابه برای مهموناتون آب پرتقال سرو کنید.

·         توی راسته ی خیابون روی شیشه ماشینهایی که پارک کردند تف کنید.

·         از زیر شلواری پدربزرگتون به عنوان هدیه ولنتاین استفاده کنید.

·         برای بستن در سامسونتی که توش هندونه گذاشتید تلاش کنید.

·         از مامورین زن طرح ارتقای امنیت اجتماعی شماره بگیرید

·         با کراوات ابریشمی شوهرتون در دبه ی ترشی رو پلمب کنید.

·         صندل پاشنه ۵ سانتی رو با جوراب مچی بپوشید.

·         به برادر یا خواهرتون(هر کدوم که بیشتر فاز میده )زنگ بزنید و با صدای بریده بریده و نگران بگید بابا .. بابا…بابا… آب داد درسشو یادته ؟

·         برای معافیت از سربازی همه دندوتاون رو بکشید.

·         با سنگ پا صورتتون رو تمیز کنید.

·         صفحه ازدواج و طلاق شناسنامه تون رو با خودکار آبی پیشاپیش پر کنید.

·         با موبایل دوستتون به خونه شون زنگ بزنید و بگید از بخش حوادث بیمارستان مزاحم میشید و این موبایل توی جیب جانباخته بوده.

·         از انتظامات پارک بپرسید این همه میگفتن تو پارکها کلی مواد فروش داره پس کوشن ؟

·         به جای قناری مرغ و خروس تو قفس بذارید و از سقف اتاق آویزون کنید.

·         هر جا زنبورگاوی دیدید با دست بگیرید و اینقدر فشارش بدبد تا شیرش دوشیده بشه.

·         در یک شب شعر شرکت کنید و شعر تبلیغ مای بیبی رو با احساس بخونید.

·         مسئولیت یک عملیات تروریستی رو به عهده بگیرید.

·         وسط ظهر در ماه رمضان برید جلوی دادگستری یه سفره مفصل پهن کنید و شروع کنید به خوردن.

·         برای اینکه بدونید لذت تولد دوباره چقدره معتاد بشید و بعد از چند ماه ترک کنید.

·         به نوزاد دوماهه تون کباب بره بدید تا یه کم جون بگیره .

·         خلعت آخرت رو بعد از خرید پرو کنید.

·         سر کلاس توی یقه ی همکلاسی تون کرم خاکی خیس بندازید.

·         به منظور صرفه جویی پوشکهای بجه تون رو بعد از تعویض بذارید تا توآفتاب خشک بشه و بعد به عنوان دستمال سفره استفاده کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

توجه      توجه

لطفا به خانومایی که این مطلب رو میخونن بر نخوره

اگه میخوره لطفا نخونن

توجه داشته باشین بنده خودم هم یک خانوم هستم و این مطلب جنبه طنز

و شوخی داره

و آقایونی که جنبه ندارن اصلا این مطلب رو نخونن جــــــــــیــــــــزززه چشاشون

میسوزه به دردشونم نمیخوره اصلا خوندن این مطلب برای آقایون ممنوعه گفته

باشم

صبح ساعت ۵
قدیم: به
آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل
خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند...

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را
دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بو-سید ن  صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: باز هم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای
شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول
رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و
عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
...

بقیه در

ادامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه      ادامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


سلام دوستای خوبم به وب من خوش آمدید
این جا یه قانون داره اونم اینه که برام نظر بزارین مهمونای عزیز لطفا به حرف صاحب خونه بکنین در ضمن مطالبم رو لطفا کپی نکنین نظر خصوصی هم نداریما هرکی نظر نزاره ایشاا...جیشش بگیره دستشویی گیرش نیاد

مدیر وبلاگ : ♥ آرزو ♥
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
وبلاگ چه طور بود؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


كد موسیقی برای وبلاگ




داستان روزانه


تعبیر خواب آنلاین


                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic